آمده ام که بروم... نه به این راحتی که می نویسم
اما رفتنم را در پس هزاران پرده از حرفهای نگفته توجیه می کنم و این هجرت را مدتیست که آغازیده ام
ولی پای رفتن نداشتم که امشب بریدم...دلبستگی ها وابستگی ها می آفریند و گذاشتن و گذشتن
هرچند شاه بیت تلخی دارد اما زود فراموش می شود
شما هم زود مرا فراموش می کنید.
زودتر از آن چیزی که تصور می شود.
برای همه رفقایی که در این زندگی شیرین مجازی با من بودند . گفتیم . خندیدیم . و تلخ گریستیم
زندگی آرام و ملیحی آرزومندم و ...
وگاهی باید خداحافظی کرد... رفتنی که بازگشتش را باالاجبار باید فراموش کنی.
دنیا به کامتان همیشه شیرین باد.
( چند روزی در وب خواهم بود و بعد از آن درپی تجربه ی دنیای دیگری خواهم رفت
در این چند روز شماره همراهم همان شماره قبلی خواهد بود . ولی از روز دوشنبه
۳۱ اردیبهشت برای همیشه خطم را خاموش می کنم.
مخلص رفقای گلی که هیچ وقت فراموششان نخواهم کرد.)
یا علی مدد![]()
